العلامة المجلسي

179

حياة القلوب ( فارسي )

آمد ، پس جبرئيل گفت كه : باز أو را به هفت سنگ بزن ، وأو را به هفت سنگ زد وبا هر سنگ اللّه أكبر گفت ؛ پس شيطان رفت ونزد جمرهء ثالثه پيدا شد ، وبه امر جبرئيل هفت سنگ بسوى أو انداخت وبا هر سنگ اللّه أكبر گفت ، پس شيطان رفت وجبرئيل گفت : بعد از اين هرگز أو را نخواهى ديد . پس جبرئيل آدم را آورد بسوى كعبه وامر كرد أو را كه هفت شوط طواف كند ، پس به أو گفت : خدا توبهء تو را قبول كرد وزنت بر تو حلال شد . پس آدم چون حجّش را تمام كرد ملائكة أو را در « ابطح » ملاقاة كردند وگفتند : اى آدم ! حجّ تو مقبول باد ، بدرستى كه ما پيش از تو به دو هزار سال حجّ اين خانه كرده‌ايم « 1 » . ودر حديث صحيح از آن حضرت منقول است كه ملائكة اين سخن را به أو گفتند در وقتي كه از عرفات روانه شد « 2 » . ودر حديث حسن ديگر فرمود كه : چون آدم طواف خانهء كعبه كرد وبه « مستجار » رسيد جبرئيل به أو گفت : در اينجا اقرار به گناه خود بكن ، پس آدم گفت : پروردگارا ! هر عمل‌كننده را مزدى هست ، مزد عمل من چيست ؟ حق تعالى وحى نمود به أو كه : اى آدم ! هر كه از فرزندان تو به اين مكان بيايد واقرار به گناهان خود بكند أو را مىآمرزم « 3 » . وبه سند صحيح از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : چون حضرت آدم كعبه را بنا كرد وطواف كرد بر دور كعبه وگفت : هر عمل‌كننده را مزدى هست ومن عمل كرده‌ام ، پس وحى رسيد به أو كه : اى آدم ! سؤال كن ، گفت : خداوندا ! گناه مرا بيامرز ، وحى رسيد به أو كه : آمرزيده شدى اى آدم ، گفت : ذرّيّت مرا نيز بعد از من بيامرز ، وحى رسيد به أو كه : اى آدم ! هر كه از ايشان اقرار به گناه خود كند چنانچه تو كردى ، مىآمرزم أو را « 4 » .

--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 44 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 48 . ( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 47 ، ودر آنجا به جاى « مستجار » ، « ملتزم » آمده است . ( 4 ) . قصص الأنبياء راوندى 47 .